۱۳۹۰ اردیبهشت ۱, پنجشنبه

شلیک برای شروع


به نظرم می‌‌آید خوب از پس‌اش بر آمده ام. پوستم کلفت شده است. ولی‌ الان ته کشیده ام. سختم شده است. مثل کسی‌ که کشان کشان خود را به آخر خط می‌‌رساند. دست‌هایم رسیده اند به زمین، انبوه جمعیت اطرافم کف و سوت می‌‌زنند. اما من از لابلای دانه‌های عرقی‌ که روی چشم‌هایم سرازیر است، می‌‌بینم آن سوی خط پایان، شروع دور بعدی ست.

۱ نظر:

  1. to mitooni....bodo...pish....ab mipasham root ke halet ja biyad...harkate slow motion
    :))

    پاسخحذف