۱۳۹۰ فروردین ۲۶, جمعه

حالا ما صبر می‌‌کنم سرای نو ساخته شوه


ورودی‌اش ته یک راهروی دراز است. یک اتاق بزرگ است، نه می‌‌شود گفت یک خانه کوچک است. یک آشپزخانه کوچک دارد. یک فضای کوچک که تختم را بگذارم. گرم است. تمیز است. دیوارهایش سفید است. درش را می‌‌بندم. می‌‌گویم راحت شدم. کلیدش توی جیبم صدا می‌‌کند. نگاهش می‌‌کنم. می‌‌آیم بیرون. راحت شدم. دوباره بر می‌گردم. می‌‌روم تو. امروز را اینجا می‌‌مانم. نگاه می‌‌کنم. دو تا پنجره به خیابان دارد.

پی‌ نوشت: 
حالا او یار منه سرای نو می‌‌سازه
حالا از عشق سرا به ما نمیپردازه
حالا ما صبر می‌‌کنم سرای نو ساخته شوه
حالا درد دل‌ ما درو سرا گفته شوه 

۴ نظر:

  1. دو نقطه پرانتز بسته ... دو نقطه ستاره ... دو نقطه دل ِ تنگ

    پاسخحذف
  2. کتا جان .... واقعا پرانتز را باید از کدوم طرف بست؟ از کدوم طرف باز کرد؟.......... دلم تنگه... ...میدونی؟ هی گیج مونده بودم که حالا این بازه یا بسته اس؟

    پاسخحذف
  3. از هر طرفی‌ که آدم چشماشو میذاره. دو نقطه ستاره ستاره ستاره...

    پاسخحذف