۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه

...


تمام فکر‌هایم یکهو دارند پر می‌‌کشند و دور می‌‌شوند از من. انگار کسی‌ پرانده شان. انگار کسی‌ صدایی کرده، دستی‌ به هم زده که این طور هراسان تند تند بال می‌‌زنند. من بی‌ خیال در پرهایشان خوابم برده بود. و حالا هنوز آشفته از خواب نگاهشان می‌‌کنم که انگار که دیگر به من باز نخواهند گشت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر