۱۳۸۹ اسفند ۲۲, یکشنبه

خواب


نوشته‌هایم را که نگاه می‌‌کنم، تو یک جای آنها هستی‌. خودت، رد شدنت، پیچ عینکت، نوک جورابت، آه خستگی‌ ات، یا خش خش انگشت‌های پایت در مرز خواب و بیداری.
می‌ گویم: خوابی‌؟
میگویی: آره.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر