۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه

بین هوا و زمین





یک حال گرفتاری دارم. مثل کسی‌ که گفته است من مثل گربه ام، از هر طرفی‌ مرا بیاندازید پائین چهار دست و پا می‌‌رسم زمین. حالا مرا گره زده اند و انداخته اند بالا. الان درست آن لحظه پائین آمدن ام. بین هوا و زمین. و فکر می‌کنم تا چند ثانیه دیگر باید، باید چهار دست و پا به زمین برسم...



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر