۱۳۹۱ فروردین ۷, دوشنبه

چشمم آب می‌خورد

باران می‌‌آید. منظورم این است که برف نمی‌‌آید. این یعنی‌ زمستان (دارد) تمام می‌‌شود. یعنی‌ اینجا هم (دارد) بهار می‌‌شود. اینها غر غر نیستند. شرح وضعیت هستند. من قول داده‌ام به خودم که اینقدر غر غر نکنم دیگر. بس است. به جایی‌ هم نمیرسد. پس چه کاری است اصلا. تازگی یک واحدی هم داشتیم اینجا که همین بود. که آدم کمتر غر غر کند و بیشتر یک کاری کند. یعنی‌ تا یک وضعیتی را دید که دارد به فاکش می‌‌دهد سریع از مرحله غر غر بپرد به مرحله اقدام. کلی‌ هم فلسفه و اینها دنبالش است که لپ کلام همین بود که گفتم. توی این بحث حالا هنوز یک عده‌ای طرفدار غر غر هستند، چون فکر میکنند دنیا به آخرش رسیده، و دیگر از دست هیچ کداممان کاری بر نمی‌‌آید. ولی‌ آن سری دیگر که فکر می‌‌کنند کاری از دستمان بر می‌‌آید فکر میکنند که بهتر است همه چیز به تخممان باشد و اصلا کاری به کار این دنیا نداشته باشیم و کار دیگری بکنیم. من اما یک جایگاه میانی انتخاب کرده ام. که بله خیلی‌ اوضاع همه چیز خراب است. یعنی‌ وقتی‌ می‌‌گویم همه چیز واقعاً به نظرم همه چیز است. اما می‌‌شود کاری کرد. و به تخمم هم هست. زیاد هم هست. اصلا نگرانم. گاهی همینطور شب‌ها گریه هم می‌‌کنم. ولی‌ اینها دیگر "ننه من غریبم" نیست. همینطور امیدوارم. شما بگویید خوش بینی‌ ساده لوحانه. من میگویم امیدوارم. یک دوست خوبی‌ امروز برایم نوشته بود که سال نو مبارک و امیدوارم امسال سال خوبی‌ برای همه مردم ایران باشد. بعدش نوشته بود، "با اینکه چشمم آب نمی‌‌خورد". اما من چشمم آب می‌خورد. زیاد هم می‌خورد. اگر هم نخورد به زور میخورانمش. گاهی چشم آدم نمی‌داند چه چیزی برایش خوب است. گاهی چشم، یک نفر را می‌خواهد که به او بگوید "این آب برایت خوب است، اصلا فکر کن دواست! بخور!". چشم من حرف گوش کن است. چشمم آب می‌خورد که روز‌های خوبی‌ می‌‌آید. ما می‌‌سازیمش! از همین امروز.

۷ نظر:

  1. چشم سربه‌راهت به سلامت باشد Sep ideh جان.

    پاسخحذف
  2. بشتر از این نمی تونم موافق باشم. نه. چرا می تونم. میشه کار کرد غر هم زد.راسش من با غر زدن سعی می کنم ملت رو درگیر کنم. سعی می کنم به ملت بفهمونم که دنیا به گه کشیده شده. همه چیش. همینایی که خودت گفتی. و دقیقا مثل تو خیلی هم امید دارم. امیدوارم امیدت زنده بمونه. امیدوارم امیدمون زنده بمونه :)
    کلا خیلی از وبلاگت خوشم اومد. ای ول. دوس می داشتم. فقط تاریخ این پست واسه ۲۶ مارسه. تورو خدا بیشتر بنویس. همین الان یه قانون تصویب کردم : آدمهای امیدوار بیشتر باید بنویسن.

    پاسخحذف
  3. خوب اون موقع که غرغر می کردی که بیشتر می نوشتی.. غر بزن

    پاسخحذف
  4. حرف بزن حرف بزن حرف بزن. فکرت را بریز بیرون و از شرش خلاص شو.

    پاسخحذف
  5. "چشم من حرف گوش کن است. چشمم آب می‌خورد که روز‌های خوبی‌ می‌‌آید. ما می‌‌سازیمش! از همین امروز.".
    دلم سوخت برای خودم برای تو برای همه مون که انگار آماده ايم که برگرديم خونه اگه فقط کمی چيزها بهتر بشه.
    يا شايد فقط دلمون ميخواد که چيزها بهتر بشه يه جايی که اسمش خونه ست. دلم گرفت که دست ما نبوده ونيست و بهتر نشد و نميشه.

    پاسخحذف